حسن مرسلوند

15

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

محمد غفارى فرزند ميرزا بزرگ كاشانى در شهر كاشان متولد شد . از تاريخ تولد او اطلاع صحيحى در دست نيست اما مىتوان گفت كه با چند سال بيش و كم در حدود سال 1264 قمرى متولد شده است . در سنين نوجوانى از كاشان به تهران آمد و در مدرسهء دار الفنون به تحصيل پرداخت . با عشق و علاقهء زيادى كه به نقاشى داشت ، در فراگرفتن اين هنر بسيار كوشيد . گويند شهرت وى از زمانى آغاز شد كه روزى ناصر الدّين شاه در حدود سال 1298 قمرى وارد دار الفنون شد و چشمش به تابلويى از على قلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير سابق علوم افتاد . شاه به آن تابلو نزديك شد ، ايستاد و گفت : « چقدر شبيه اعتضاد السلطنه است ، عينا خود اوست . » و پرسيد نقاش آن كيست ؟ ميرزا على اكبر خان مزين الدولهء نطنزى كه استاد نقاشى دار الفنون بود ميرزا محمد كاشانى ( كمال الملك ) را به حضور شاه معرفى كرد و گفت كار اين شخص است . ناصر الدّين شاه او را تشويق و تحسين بسيار كرد و مواجبى براى او برقرار . چند روز بعد او را خواست و در شمس العماره جاى داد و جزء پيشخدمتان و نقاش‌باشى او شد و اين سمت را تا اواخر سلطنت مظفر الدّين شاه دارا بود . از كارهاى مهم كمال الملك در زمان سلطنت ناصر الدّين شاه كشيدن تابلو تالار آئينه است كه نزديك به پنج سال طول كشيد . در ضمن كشيدن همين تابلو بود كه برايش حادثه‌اى ناگوار پيش آمد كه شرح آن چنين است : كمال الملك در سال 1309 قمرى ، حسب الامر ناصر الدّين شاه مشغول تهيّهء تابلوى تالار آئينه بود . هر روز كه دست از كار مىكشيد ، رفتن خود را به سرايدار كاخ اطلاع مىداد . يكى از روزها كه طبق معمول به سر كار آمد ، خبردار شد كه قدرى از طلاهاى تخت طاوس كنده شده است . ناصر الدّين شاه از اينكه در قصر و در منزل او چنين عملى واقع شده است بسيار متغيّر و برآشفته شد و به پسرش كامران ميرزا نايب‌السلطنه كه حاكم تهران و وزير جنگ بود ، مؤكّدا امر كرد كه مرتكب را پيدا كند . او در طىّ تحقيقات خود روزى كمال الملك را هم مىطلبد و تحقيقاتى از او به عمل مىآورد و نزديك سه چهار ساعت اين مذاكرات طول مىكشد . تا آنكه چند روز بعد ، سارق طلاها كه شاگرد سرايدار بوده است شناخته مىشود و به دزدى اقرار مىكند .